- .
مژدهای تازه برای فرهنگیان کشور
مدیرمسئول روزنامه نسیم در یادداشتی وعده های اخیر وزیر آموزش و پرورش را فصل تازه حمایت از معلمان دانست.
به گزارش نسیم امروز، متن کامل یادداشت خادمی مدیرمسئول روزنامه نسیم خراسان شمالی به این شرح است:
جامعه فرهنگی ایران، سالهاست بیآنکه هیاهویی به پا کند، بار سنگین تعلیم و تربیت نسلهای این سرزمین را بر دوش میکشد؛ نسلی که آینده ایران را خواهد ساخت و بخش مهمی از شخصیت، اندیشه، اخلاق و هویت خود را در کلاس درس شکل میدهد.
معلم، تنها آموزگار یک کتاب و یک درس نیست؛ او در بسیاری از روزها، پناهگاه فکری و عاطفی دانشآموز، الگوی رفتاری نسل آینده و یکی از ستونهای خاموش پیشرفت کشور است.
شاید کمتر قشری را بتوان یافت که با چنین مسئولیتی، این اندازه صبر و استقامت و فداکاری از خود نشان داده باشد.
معلمان در سالهایی که دغدغههای اقتصادی، فشارهای معیشتی و افزایش هزینههای زندگی، آرامش بسیاری از خانوادهها را تحت تأثیر قرار داده بود، همچنان پای تخته ایستادهاند، درس دادهاند، تربیت کردهاند و امید آفریدهاند. آنان بارها نشان دادهاند که حتی وقتی شرایط دشوار است، چراغ کلاس درس نباید خاموش شود.
از همین منظر، خبرهای تازه وزیر آموزش و پرورش درباره بهبود وضعیت پرداختی فرهنگیان را میتوان مژدهای امیدوارکننده برای جامعه بزرگ معلمان و خانوادههای آنان دانست؛ مژدهای که اگر از مرحله وعده به عرصه اجرا برسد، میتواند بخشی از خستگیهای انباشتهشده را از تن جامعه فرهنگی کشور بزداید و بار دیگر این پیام را به معلمان منتقل کند که تلاشها و صبوری آنان دیده میشود.
بر اساس وعدههای اعلامشده، قرار است در سال تحصیلی آینده، حقالتدریس معلمان شاغل و بازنشسته دو برابر شود و میانگین حقالتدریس به حدود ۱۸۰ تا ۲۰۰ هزار تومان در ساعت برسد.
این تصمیم، برای معلمانی که علاوه بر وظایف اصلی خود، ساعات بیشتری را برای جبران کمبود نیروی انسانی یا افزایش درآمد خانوار اختصاص میدهند، میتواند اتفاقی مثبت و انگیزهبخش باشد.
در کنار آن، دو برابر شدن میانگین کارانه و حق مدیریت مدیران مدارس نیز از دیگر وعدههای مطرحشده است.
مدیر مدرسه، حلقه اتصال میان سیاستهای آموزشی و واقعیتهای روزمره مدرسه است و بخش قابل توجهی از مشکلات اجرایی، اداری و حتی اجتماعی مدرسه را مدیریت میکند. تقویت دریافتی مدیران میتواند به رسمیت شناختن بخشی از این مسئولیت سنگین باشد.
یکی دیگر از وعدههای قابل توجه، پیشبینی پاداش یکماهه برای استمرار خدمت فرهنگیان است؛ رقمی که در مناطق محروم به یکونیم ماه افزایش خواهد یافت. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم ادامه فعالیت نیروهای باتجربه در نظام آموزشی، فقط یک مسئله اداری نیست، بلکه به حفظ تجربه، کیفیت آموزشی و ثبات مدارس نیز کمک میکند.
پرداخت فوقالعاده ویژه به معلمان مناطق محروم، عشایری و صعبالعبور نیز میتواند گامی در جهت توجه به عدالت آموزشی باشد. معلمی که کیلومترها از محل زندگی خود دور میشود، در شرایط دشوار جغرافیایی و آبوهوایی خدمت میکند و گاه با کمترین امکانات، مسئولیت آموزش دانشآموزان را بر عهده میگیرد، شایسته حمایتهای ویژه است.
عدالت آموزشی زمانی معنا پیدا میکند که معلم مناطق برخوردار و محروم، هر دو احساس کنند نظام آموزشی برای سختیهای متفاوت آنان تدبیر دارد.
در این میان، وعده پرداخت مطالبات رتبهبندی فرهنگیان بازنشسته سال ۱۴۰۳ تا پایان شهریور نیز اهمیت ویژهای دارد. بازنشستگان فرهنگی، بخش مهمی از تاریخ آموزش کشورند؛ کسانی که سالهای جوانی خود را در کلاسهای درس سپری کردهاند و اکنون انتظار دارند مطالبات قانونی آنان با نظم و احترام پرداخت شود.
به نظر نگارنده جامعه فرهنگی کشور بیش از هر چیز، عمل به وعدهها را میخواهد. افزایش پرداختیها، حقالتدریس، کارانه، پاداش و فوقالعادهها زمانی میتواند به افزایش امید منجر شود که زمانبندی اعلامشده رعایت شود، پرداختها منظم باشد و اجرای سیاستها به گونهای انجام گیرد که فرهنگیان نتیجه آن را در زندگی روزمره خود احساس کنند.
با این حال، نفس طرح چنین مجموعهای از تدابیر را باید به فال نیک گرفت. آموزش و پرورش برای ساختن آینده کشور، پیش از هر چیز به معلمی نیاز دارد که احساس امنیت، کرامت و امید کند. نمیتوان از معلم انتظار داشت برای ساختن آیندهای روشن برای دانشآموزان تلاش کند، اما نسبت به آینده معیشتی و شغلی خود نگران باشد.
اگر وعدههای تازه وزیر آموزش و پرورش با جدیت، شفافیت و در موعد مقرر عملیاتی شود، میتواند نقطه شروعی برای ترمیم اعتماد و تقویت انگیزه در جامعه فرهنگی کشور باشد.
این اقدامات البته پایان راه نیست؛ بلکه میتواند آغاز فصلی تازه در توجه به منزلت، معیشت و شأن معلم تلقی شود.
امروز میلیونها دانشآموز چشم به معلمانی دارند که قرار است فردای ایران را بسازند. بنابراین هر اقدامی که رنج معیشتی معلم را کاهش دهد و شأن اجتماعی او را تقویت کند، در حقیقت سرمایهگذاری مستقیم برای آینده کشور است.
جامعه فرهنگی ایران سالها صبوری کرده است؛ اکنون نوبت آن است که بخشی از این صبوری، با تصمیمهای عملی، حمایتهای واقعی و پرداختهای بهموقع پاسخ داده شود. اگر این وعدهها محقق شوند، میتوان آنها را نه صرفاً افزایش چند رقم در فیش حقوقی، بلکه مژدهای برای بازگشت امید به کلاسهای درس و دلهای معلمان دانست؛ امیدی که بیش از همیشه، آموزش و پرورش ایران به آن نیاز دارد.
نظر دادن
از پر شدن تمامی موارد الزامی ستارهدار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.
































