- .
وقتی آمریکا خود را مالک جهان میپندارد
آمریکا دهها سال است که خود را پلیس جهان معرفی کرده؛ اما کارنامه این کشور سرشار از جنگ، خونریزی، تحریم، اشغالگری و حمایت از جنایتکاران بینالمللی است.
به گزارش نسیم امروز،در دنیایی که ملتها برای استقلال، عزت و حق تعیین سرنوشت خود مبارزه میکنند، هنوز سیاستمدارانی وجود دارند که گمان میکنند جهان باید مطابق میل و خواسته آنان اداره شود. در رأس این تفکر خطرناک، دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا قرار دارد؛ فردی که بارها با ادبیاتی آمرانه و متکبرانه اعلام کرده است: «ما نمیخواهیم ایران سلاح هستهای داشته باشد، ما نمیخواهیم ایران موشک داشته باشد، ما نمیخواهیم ایران تنگه هرمز را ببندد و...».
اما پرسش اساسی اینجاست؛ مگر آمریکا صاحب جهان است؟ مگر ملتها باید برای کوچکترین تصمیمات دفاعی، امنیتی و سیاسی خود از واشنگتن اجازه بگیرند؟ چه کسی به رئیسجمهور آمریکا این حق را داده که درباره سرنوشت ملتهای آزاده و مستقل تصمیمگیری کند و برای آنان خط و نشان بکشد؟
ملت ایران نیز حرفهای زیادی برای گفتن دارد. ما هم نمیخواهیم آمریکا در امور داخلی کشورهای جهان دخالت کند. ما هم نمیخواهیم دولت آمریکا با لشکرکشی، کودتا، تحریم و تهدید، ملتهای مستقل را زیر فشار قرار دهد. ما هم نمیخواهیم آمریکا با سیاستهای سلطهطلبانه خود، اقتصاد ملتها را نابود و میلیونها زن، مرد و کودک را قربانی زیادهخواهیهای سیاسی خود کند.
آمریکا دهها سال است که خود را پلیس جهان معرفی کرده؛ اما کارنامه این کشور سرشار از جنگ، خونریزی، تحریم، اشغالگری و حمایت از جنایتکاران بینالمللی است. از عراق و افغانستان گرفته تا فلسطین، سوریه، یمن و بسیاری دیگر از کشورهای جهان، رد پای سیاستهای ویرانگر آمریکا به وضوح دیده میشود. کشوری که خود بزرگترین تولیدکننده و فروشنده سلاح در دنیاست، امروز با وقاحت درباره توان دفاعی دیگر کشورها اظهار نظر میکند.
تحریمهای ظالمانه آمریکا تنها دولتها را هدف قرار نمیدهد؛ بلکه زندگی میلیونها انسان بیگناه را نابود میکند. کودکان بیمار، بیماران خاص، کارگران، زنان و جوانان، نخستین قربانیان این سیاستهای ضد انسانی هستند. آیا این همان حقوق بشری است که آمریکا مدعی دفاع از آن است؟
چگونه کشوری که با تحریم دارو، فشار اقتصادی و جنگ روانی، ملتها را تحت شکنجه قرار میدهد، میتواند دم از انسانیت بزند؟
تناقض آشکار در رفتار آمریکا، امروز برای افکار عمومی جهان کاملاً روشن شده است. کشوری که خود هزاران کلاهک هستهای در اختیار دارد و بزرگترین پایگاههای نظامی جهان را در کشورهای مختلف مستقر کرده، از دیگران میخواهد توان دفاعی نداشته باشند. کشوری که از رژیمهای متجاوز و کودککش حمایت میکند، درباره صلح سخن میگوید. این همان اوج ریاکاری سیاسی است که ملتهای جهان دیگر آن را باور نمیکنند.
ایران اسلامی اما در طول بیش از چهار دهه گذشته نشان داده که اهل تجاوز و اشغالگری نیست. دشمنان ایران بارها تلاش کردهاند چهرهای خشن و خطرناک از جمهوری اسلامی ترسیم کنند، اما واقعیت تاریخ چیز دیگری میگوید. این سؤال همچنان بیپاسخ مانده است که ایران در طول ۴۷ سال گذشته به کدام کشور حمله کرده است؟ کدام ملت را اشغال کرده؟ کدام کشور را تحریم و از پیشرفت آن جلوگیری کرده است؟
جمهوری اسلامی ایران همواره بر استقلال ملتها، آزادیخواهی و مقابله با ظلم تأکید داشته است. حمایت از ملتهای مظلوم منطقه و ایستادگی در برابر زیادهخواهی قدرتهای استکباری، جرم نیست؛ بلکه دفاع از کرامت انسانی است. برخلاف آمریکا که میلیاردها دلار صرف جنگافروزی و ایجاد ناامنی میکند، ایران همواره خواهان امنیت منطقهای مبتنی بر احترام متقابل میان کشورها بوده است.
ترامپ بارها ادعا کرده که به دنبال ایجاد صلح در جهان است، اما واقعیتهای میدانی چیز دیگری را نشان میدهد. سیاستهای آمریکا نه تنها آتش جنگهای گذشته را خاموش نکرد، بلکه زمینهساز بحرانهای جدید در نقاط مختلف جهان شد. فروش گسترده سلاح، حمایت از رژیمهای متجاوز اسرائیل و ایجاد تنشهای سیاسی و اقتصادی، بخشی از میراث خطرناک سیاست خارجی آمریکاست.
آنچه امروز بیش از هر چیز، چهره آمریکا را در جهان مخدوش کرده، خودخواهی و غرور قدرت است. دولتمردان آمریکایی تصور میکنند با تکیه بر قدرت نظامی و اقتصادی میتوانند برای ملتها تعیین تکلیف کنند، در حالی که تاریخ نشان داده هیچ قدرتی با زور و تهدید ماندگار نخواهد بود. حکومت بر ملتها با موشک، تحریم و ناوهای جنگی امکانپذیر نیست؛ آنچه ماندگار است، حکومت بر دلهاست.
آمریکا باید بداند که محبوبیت جهانی را نمیتوان خرید یا با رسانههای وابسته ساخت. امروز در بسیاری از کشورهای جهان، مردم آمریکا را نه به عنوان نماد آزادی، بلکه به عنوان نماد سلطهطلبی، جنگ و دخالت در امور دیگر ملتها میشناسند. نفرت روزافزون ملتها از سیاستهای واشنگتن، نتیجه طبیعی دهها سال ظلم، تحقیر و فشار بر کشورهای مستقل است.
درکنار همه این مسائل، یک حقیقت بزرگ وجود دارد که سیاستمداران مغرور آمریکایی باید آن را درک کنند؛ در جهان دستی بالاتر از همه قدرتها وجود دارد. قدرتی که فراتر از زرادخانههای نظامی و ثروتهای مادی است. تاریخ بارها ثابت کرده که ظلم پایدار نمیماند و خون مظلومان بیپاسخ نخواهد ماند. قدرتهای بسیاری در طول تاریخ با غرور و تکبر آمدند، اما سرانجام در برابر اراده ملتها و عدالت الهی شکست خوردند.
امروز آمریکا در یک دوراهی تاریخی قرار دارد؛ یا باید سیاستهای خودخواهانه و سلطهجویانه خود را اصلاح کند و به حقوق ملتها احترام بگذارد، یا اینکه روز به روز بیش از گذشته در افکار عمومی جهان منزوی و منفور شود.
بدون شک ادامه مسیر کنونی، نه تنها آیندهای روشن برای آمریکا رقم نخواهد زد، بلکه زمینه سقوط تدریجی جایگاه جهانی این کشور را فراهم خواهد کرد.
ملتهای جهان دیگر بیدار شدهاند. عصر تحمیل اراده قدرتهای زورگو رو به پایان است.
ملتها استقلال، عزت و آزادی خود را معامله نخواهند کرد و در برابر هرگونه سلطهطلبی خواهند ایستاد. آمریکا اگر میخواهد در جهان آینده جایگاهی محترمانه داشته باشد، باید دست از منیت، زورگویی و دخالت در سرنوشت ملتها بردارد؛ چرا که تاریخ نشان داده هیچ امپراتوریای با ظلم، برای همیشه باقی نمانده است.
نویسنده : علی خادمی مدیر مسئول
نظر دادن
از پر شدن تمامی موارد الزامی ستارهدار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.
































