- .
تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی در معادلات قدرت
مدیر مسئول روزنامه نسیم خراسان شمالی در یادداشتی تحلیلی به موضوع تنگه هرمز به عنوان اهرم راهبری در معادلات قدرت پرداخت
به گزارش نسیم امروز در این یادداشت آمده است:
بسته شدن مجدد تنگه هرمز در شرایطی رخ داده که تنشهای ژئوپلیتیکی میان ایران و ایالات متحده وارد مرحلهای تازه شده است.
این اقدام، که در پی مواضع و ادعاهای اخیر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا صورت گرفته، بیش از آنکه یک واکنش صرف نظامی یا امنیتی باشد، نشانهای از بازتعریف قواعد بازی در منطقهای است که یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان بهشمار میرود.
جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی خود، همواره تنگه هرمز را نهفقط یک مسیر دریایی، بلکه ابزاری راهبردی برای دفاع از منافع ملی و پاسخ به فشارهای خارجی تلقی کرده است.
از منظر رسمی، مسئولان جمهوری اسلامی ایران دلایل متعددی برای این اقدام عنوان کردهاند که در رأس آن، «حفظ امنیت ملی» و «پاسخ به تهدیدات مستقیم» قرار دارد.
به گفته مسئولان کشورمان، زمانی که تهدیدهای نظامی یا اقتصادی علیه ایران از سوی قدرتهای خارجی افزایش یابد، طبیعی است که تهران نیز از ابزارهای در اختیار خود برای ایجاد بازدارندگی استفاده کند.
تنگه هرمز، بهعنوان یکی از مهمترین شریانهای انتقال انرژی جهان، در چنین شرایطی به یک اهرم فشار مؤثر تبدیل میشود.
دلیل دوم که از سوی مسئولان کشورمان مورد تأکید قرار گرفته، «صیانت از حقوق حاکمیتی» است. از نگاه تهران، حضور نظامی و تحرکات برخی کشورها در خلیج فارس، مصداقی از نقض امنیت منطقهای و مداخله در امور داخلی کشورهای ساحلی تلقی میشود.
در این چارچوب، کنترل یا محدودسازی تردد در تنگه هرمز میتواند پیامی روشن به بازیگران فرامنطقهای باشد که امنیت این آبراه باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود، نه قدرتهای خارجی.
سومین عامل، «پاسخ به جنگ اقتصادی» عنوان شده است. طی سالهای اخیر، تحریمهای گسترده علیه ایران، بهویژه در حوزه صادرات نفت، فشارهای قابلتوجهی بر اقتصاد کشور وارد کرده است.
مسئولان کشورمان بارها اعلام کردهاند که اگر ایران نتواند از ظرفیتهای اقتصادی خود بهرهمند شود، دیگران نیز نباید بهراحتی از مسیرهای حیاتی منطقه استفاده کنند. در این چارچوب، بستن یا محدود کردن تنگه هرمز، نوعی مقابله به مثل در برابر فشارهای اقتصادی ارزیابی میشود.
بی تردید اقدام ایران در بستن تنگه هرمز را باید در چارچوب «دیپلماسی قدرت» تحلیل کرد؛ جایی که ابزارهای ژئوپلیتیکی جایگزین یا مکمل ابزارهای کلاسیک دیپلماسی میشوند. این اقدام، از یکسو میتواند پیام روشنی به ایالات متحده و متحدانش ارسال کند مبنی بر اینکه فشارهای یکجانبه بدون هزینه نخواهد بود. از سوی دیگر، چنین تصمیمی ریسکهایی نیز به همراه دارد؛ از جمله افزایش تنشهای بینالمللی، احتمال شکلگیری اجماع جهانی علیه ایران و حتی تهدید به درگیریهای گستردهتر.
در عین حال، این رویکرد نشاندهنده تغییر در موازنه محاسباتی جمهوری اسلامی ایران است؛ تغییری که بر اساس آن، هزینههای «اقدام نکردن» ممکن است بیش از «اقدام کردن» ارزیابی شود. به بیان دیگر، ایران تلاش میکند با افزایش سطح تنش کنترلشده، طرف مقابل را به بازنگری در سیاستهای خود وادار کند. موفقیت این راهبرد، اما به عوامل متعددی از جمله واکنش بازیگران بینالمللی، انسجام داخلی و توان مدیریت بحران بستگی خواهد داشت.
گفتنی است : تنگه هرمز همواره یکی از مهمترین نقاط حساس در معادلات جهانی انرژی بوده است. در دهههای گذشته، هرگاه تنش میان ایران و ایالات متحده یا متحدانش افزایش یافته، موضوع بستن این تنگه بهعنوان یکی از گزینههای راهبردی مطرح شده است.
از دوران جنگ ایران و عراق تا دورههای مختلف تحریمهای اقتصادی، جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید کرده که امنیت این آبراه به رفتار قدرتهای خارجی وابسته است و در صورت تهدید منافع ملی، گزینههای متعددی در اختیار دارد.
نظر دادن
از پر شدن تمامی موارد الزامی ستارهدار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.
































