- .
ابهام سرنوشت مذاکرات اسلامآباد در سایه تنش
تحولات اخیر پیرامون «مذاکرات اسلامآباد» را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک روند دیپلماتیک کلاسیک تحلیل کرد؛ بلکه این مذاکرات اکنون بهطور مستقیم در سایه یک تقابل میدانی و امنیتی شکل گرفته است.
دور نخست این گفتوگوها اساساً با هدف تثبیت آتشبس و حل اختلافات کلیدی از جمله وضعیت تنگه هرمز برگزار شد، اما به دلیل شکاف عمیق میان دو طرف بر سر برنامه هستهای و نحوه بازگشایی این گذرگاه راهبردی، و زیاده خواهی های آمریکا، بدون توافق پایان یافت.
اکنون در آستانه دور جدید، همان مسائل حلنشده همچنان پابرجاست و حتی پیچیدهتر شده است.
به نظر می رسد مهمترین متغیر تعیینکننده در سرنوشت این مذاکرات، «اعتماد حداقلی» میان طرفین است؛ متغیری که طی ۲۴ ساعت گذشته بهشدت تضعیف شده است. اقدام آمریکا در توقیف کشتی ایرانی و حمله به آن، از سوی تهران بهعنوان «نقض صریح آتشبس» تلقی شده و با تهدید به پاسخ متقابل همراه بوده است.
همین مسئله باعث شده تردیدهای جدی درباره اصل برگزاری دور جدید مذاکرات ایجاد شود، بهگونهای که برخی گزارشها از «ابهام در برگزاری» این نشست خبر میدهند.
در چنین شرایطی، اگرچه هیئت آمریکایی بهطور رسمی برای شرکت در مذاکرات اعلام آمادگی کرده و حتی به اسلامآباد اعزام شده است ، اما از دید تحلیلگران، این اقدام بیشتر جنبه «فشار دیپلماتیک» دارد تا نشانهای از آمادگی واقعی برای مصالحه.
همزمان، اظهارات مقامات آمریکایی که این مذاکرات را «آخرین فرصت» معرفی کردهاند، نشان میدهد واشنگتن همچنان رویکردی حداکثری را دنبال میکند؛ رویکردی که معمولاً با منطق مذاکرات برابر و متوازن سازگار نیست.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر نقض آتشبس و تداوم محاصره دریایی، عملاً این پیام را مخابره کرده که ورود به مذاکره بدون تغییر رفتار طرف مقابل، فاقد توجیه راهبردی است.
در ادبیات تحلیل بینالملل، این وضعیت به «دیپلماسی تحت فشار» تعبیر میشود؛ یعنی شرایطی که در آن یک طرف تلاش میکند از طریق ابزارهای نظامی و اقتصادی، امتیاز بیشتری در میز مذاکره کسب کند. تجربههای مشابه نشان میدهد این مدل معمولاً به مذاکرات شکننده و کوتاهمدت منجر میشود، نه توافق پایدار.
با این حال، یک نکته مهم نباید نادیده گرفته شود: نقش میانجیگرانه پاکستان. طرح دو مرحلهای ارائهشده—شامل آتشبس فوری و سپس مذاکرات جامع—نشان میدهد که هنوز یک چارچوب حداقلی برای گفتوگو وجود دارد.
به همین دلیل، احتمال «برگزاری مذاکرات» همچنان منتفی نیست، اما اگر هم برگزار شود، به احتمال زیاد در سطحی محدود، با دستور کار اضطراری و بدون دستیابی به توافق نهایی خواهد بود.
در مجموع، به نظر میرسد مذاکرات اسلامآباد در صورت برگزاری، بیش از آنکه به یک توافق جامع منجر شود، به یک «توقف موقت بحران» یا مدیریت تنش محدود ختم خواهد شد.
شکافهای راهبردی، بیاعتمادی فزاینده و ادامه اقدامات میدانی، چشمانداز توافق پایدار را تضعیف کرده است.
بنابراین محتملترین سناریو، ادامه مذاکرات فرسایشی در کنار حفظ فشارهای متقابل است؛ وضعیتی که نه صلح کامل را رقم میزند و نه به جنگ گسترده منتهی میشود، بلکه منطقه را در یک حالت «تعادل ناپایدار» نگه میدارد.
نظر دادن
از پر شدن تمامی موارد الزامی ستارهدار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.
































