- .
خراسان شمالی و ضرورت مدیریت پیش از بحران
مدیرمسئول روزنامه نسیم در یادداشتی به موضوع بحران و ضرورتهای مدیریت پیش از بحران پرداخت.
به گزارش نسیم امروز، در این یادداشت امده است:
بحران، همیشه با صدای بلند وارد نمیشود. گاهی چند هفته یا حتی چند ماه پیش از وقوع، نشانههای آن در قالب یک هشدار، کاهش منابع، فرسودگی زیرساختها، تغییرات اقلیمی یا افزایش یک ریسک خود را نشان میدهد.
هنر مدیریت نیز دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ جایی که هنوز اتفاقی نیفتاده، اما احتمال وقوع آن جدی است و میتوان با تصمیم بهموقع، هزینههای یک بحران را کاهش داد.
خراسان شمالی در روزهای اخیر نمونهای از همین وضعیت را تجربه میکند. هشدار درباره احتمال ناترازی گاز در زمستان، ضرورت تأمین سوخت جایگزین برای صنایع و نانواییها، آمادگی واحدهای تولیدی و تأکید بر لایروبی مسیلها و آمادهسازی زیرساختها پیش از آغاز فصل بارندگی، همگی نشانههایی هستند که ضرورت عبور از مدیریت واکنشی و حرکت به سمت مدیریت پیشگیرانه را یادآوری میکنند.
با این حال، در بررسی این موضوع باید انصاف را نیز رعایت کرد. چرا که مهندس نوری استاندار خراسان شمالی حدود 2 ماه است که نسبت به موضوع ناترازی گاز، پیش از آنکه فصل سرما فرا برسد، جلسات متعددی را با دستگاههای اجرایی و مجموعههای مرتبط و به ویژه شرکت گاز برگزار کرده و موضوع تأمین انرژی و آمادگی برای شرایط احتمالی زمستان را در دستور کار خود قرار داده است.
این پیگیریها در سطح ملی نیز دنبال شده و روز گذشته بهمن نوری در تهران با مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران درباره راهکارهای تأمین گاز و مدیریت تبعات احتمالی ناترازی دیدار و گفتوگو کرده است.
این رویکرد، بهویژه از آن جهت که مسئله ناترازی گاز پیش از رسیدن به فصل اوج مصرف در دستور کار مدیریت استان قرار گرفته، شایسته قدردانی است.
همچنین تأکید بر سناریوهای مختلف برای شرایط پیشرو نشان میدهد که ضرورت آمادگی پیش از وقوع بحران، در سطح مدیریت ارشد استان مورد توجه قرار گرفته است.
اما درست از همین نقطه، یک پرسش مهمتر مطرح میشود: آیا این نوع مدیریت پیشگیرانه میتواند از یک اقدام موردی به یک الگوی دائمی در مدیریت استان تبدیل شود؟
این پرسش به معنای نادیدهگرفتن اقدامات انجامشده یا متوجهکردن نقد به یک مدیر یا دستگاه خاص نیست. برعکس، اگر تجربه ماههای اخیر در موضوع گاز به یک الگوی مدیریتی تبدیل شود، میتواند یکی از مهمترین نقاط قوت حکمرانی در استان باشد.
تفاوت «مدیریت بحران» با «مدیریت پیش از بحران» در همین جاست. برگزاری جلسه، صدور هشدار و تهیه سناریو، نقطه آغاز کار است؛ اما مدیریت واقعی زمانی اتفاق میافتد که برای هر سناریو، وظیفه هر دستگاه، منابع مورد نیاز، زمان اجرای اقدامات، مسئول مستقیم و برنامه جایگزین مشخص باشد.
برای نمونه، اگر احتمال محدودیت گاز وجود دارد، صرفاً اعلام ضرورت تأمین سوخت جایگزین کافی نیست. باید از هماکنون مشخص باشد هر واحد صنعتی چه میزان سوخت جایگزین نیاز دارد، این سوخت در کجا ذخیره میشود، چه دستگاهی مسئول تأمین و انتقال آن است و در صورت تشدید محدودیتها، اولویتبندی مصرف چگونه خواهد بود. همین منطق درباره نانواییها، مراکز درمانی، واحدهای کشاورزی و دیگر بخشهای حساس نیز باید اجرا شود.
پیشنهاد نخست در این زمینه، تدوین یک «اطلس ریسک خراسان شمالی» است؛ سندی که در آن مهمترین تهدیدهای استان، از ناترازی انرژی و کمآبی گرفته تا سیلاب، حوادث جادهای و آسیبپذیری زیرساختها، شناسایی و برای هرکدام میزان احتمال، پیامدهای احتمالی، دستگاه مسئول و ظرفیتهای موجود مشخص شود.
گام دوم، تدوین سناریوهای شهرستانی است. نمیتوان برای بجنورد، شیروان، اسفراین، جاجرم، مانه و سملقان یا مناطق روستایی یک نسخه واحد پیچید. ظرفیتها، آسیبپذیریها و نیازهای هر منطقه متفاوت است و برنامه مقابله با بحران نیز باید متناسب با همان شرایط طراحی شود.
گام سوم، تشکیل یک داشبورد آمادگی استان است؛ سامانهای که وضعیت ذخایر سوخت، آمادگی مراکز حساس، تجهیزات امدادی، نقاط حادثهخیز، وضعیت مسیلها، راههای ارتباطی و دیگر شاخصهای حیاتی را بهصورت مستمر رصد کند. در چنین مدلی، مدیران به جای آنکه منتظر گزارش وقوع مشکل بمانند، میتوانند پیش از تبدیل یک هشدار به بحران، برای آن تصمیم بگیرند.
گام چهارم نیز باید تمرین و ارزیابی باشد. سناریوهای بحران نباید فقط در جلسات اداری باقی بمانند. دستگاهها باید در شرایط شبیهسازیشده، آمادگی خود را آزمایش کنند تا مشخص شود در زمان وقوع حادثه، زنجیره تصمیمگیری و امدادرسانی واقعاً چگونه عمل خواهد کرد.
از سوی دیگر، تجربه ناترازی گاز میتواند یک درس مهم برای سایر حوزهها نیز باشد. اگر امروز مدیریت استان برای زمستان آینده از ماهها قبل برنامهریزی میکند، همین نگاه باید درباره بارندگی، سیلاب، تأمین آب، انرژی صنایع، تولید کشاورزی، راهها و حتی تأمین کالاهای اساسی نیز وجود داشته باشد.
واقعیت این است که بسیاری از هزینههای بحران، نه در لحظه وقوع حادثه، بلکه از ماهها قبل شکل میگیرند؛ زمانی که یک هشدار جدی گرفته نمیشود، یک تعمیر به تعویق میافتد، یک ذخیره ایجاد نمیشود یا یک سناریوی جایگزین روی میز قرار نمیگیرد.
بنابراین، شاید اکنون زمان آن باشد که خراسان شمالی یک گام فراتر از مدیریت بحران بردارد و به سمت «مدیریت پیش از بحران» حرکت کند؛ مدیریتی که موفقیت خود را فقط با تعداد جلسات برگزارشده یا سرعت واکنش پس از حادثه نمیسنجد، بلکه با تعداد بحرانهایی ارزیابی میکند که با برنامهریزی بهموقع، اساساً اجازه پیدا نکردند به یک بحران جدی تبدیل شوند.
پیگیریهای استاندار خراسان شمالی درباره ناترازی گاز، از جلسات دو ماه گذشته در استان تا دیدار اخیر با مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، میتواند آغاز چنین مسیری باشد؛ مسیری که در آن هشدار به برنامه، برنامه به اقدام و اقدام به آمادگی تبدیل شود.
خراسان شمالی برای توسعه پایدار، بیش از هر چیز به ثبات و تابآوری نیاز دارد. استان آماده، استانی نیست که هرگز با بحران مواجه نشود؛ استانی است که وقتی نشانههای بحران ظاهر میشود، پیش از آنکه بحران به زندگی مردم، تولید و زیرساختها آسیب بزند، برای آن راهحل آماده دارد.
بحران را نباید منتظر ماند تا برسد. مدیریت واقعی، از جایی آغاز میشود که هنوز بحران نرسیده است.
نظر دادن
از پر شدن تمامی موارد الزامی ستارهدار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.
































