اخبار برگریده
پنج شنبه, 10 بهمن 1404 10:56

دوشنبه, 09 دی 1404 ساعت 23:45

سفری از سر استیصال ...

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

علی خادمی - فعال رسانه

علی خادمی فعال رسانه در گزارشی تحلیلی به تبیین سیاست‌ها و راهبردهای فضای مجازی و شناختی پیرامون سفر نتانیاهو به آمریکا پرداخت.

 به گزارش نسیم امروز ، متن این گزارش به این شرح است:

سفر اضطراری، نه سفر راهبردی

بررسی دقیق زمینه‌ها و زمان‌بندی سفر بنیامین نتانیاهو به ایالات متحده نشان می‌دهد که این سفر، بیش از آن‌که حامل ابتکار عمل یا طراحی یک عملیات بزرگ امنیتی باشد، سفری اضطراری برای مدیریت شکاف‌های راهبردی عمیق میان واشنگتن و تل‌آویو است؛ شکاف‌هایی که کانون اصلی آن، ناتوانی رژیم صهیونیستی در تحقق اهداف اعلامی خود در نوار غزه و هزینه‌های فزاینده سیاسی، امنیتی و حیثیتی این جنگ فرسایشی است.

در این چارچوب، برجسته‌سازی تهدید ایران، نه از سر آمادگی واقعی برای درگیری نظامی فوری، بلکه ابزاری برای پوشاندن شکست‌های میدانی در غزه، بازتعریف دستورکار مذاکرات و مهار اختلافات درون اردوگاه غرب تلقی می‌شود.

نتانیاهو به واشنگتن می‌رود تا اختلافات را مدیریت کند، نه برای آغاز یک جنگ جدید که نه آمریکا آمادگی آن را دارد و نه رژیم صهیونیستی توان تحمل تبعاتش را.

ایران‌هراسی؛ ابزار چانه‌زنی در پرونده غزه

راهبرد رسانه‌ای رژیم صهیونیستی و شبکه رسانه‌های همسو با آن در آستانه و حین این سفر، به‌صورت هدفمند بر بزرگ‌نمایی تهدید ایران، به‌ویژه در حوزه توانمندی‌های موشکی و بازدارندگی منطقه‌ای متمرکز شده است. این راهبرد، چند هدف مکمل را به‌طور هم‌زمان دنبال می‌کند:

استفاده ابزاری از خطر ایران، در مذاکرات غزه برای گرفتن امتیاز بیشتر از آمریکا، از جمله تعویق فشارهای سیاسی بر تل‌آویو.

انسجام‌بخشی مصنوعی به جبهه داخلی رژیم صهیونیستی که به‌شدت دچار بحران اعتماد، شکاف اجتماعی و فرسایش روانی شده است.

تسریع و تثبیت کمک‌های نظامی، امنیتی و اطلاعاتی آمریکا در شرایطی که کنگره و افکار عمومی آمریکا با تداوم جنگ غزه همراهی کامل ندارند.

اثرگذاری شناختی منفی بر افکار عمومی مردم ایران از طریق القای ناامنی، تهدید دائمی و بزرگ‌نمایی سناریوهای جنگی.

این عملیات رسانه‌ای، بخشی از جنگ شناختی ترکیبی است که هدف نهایی آن، نه تغییر موازنه نظامی، بلکه تضعیف روحیه، افزایش اضطراب اجتماعی و ایجاد بی‌اعتمادی به آینده در داخل ایران است.

اولویت واقعی آمریکا؛ عبور نمایشی از غزه

بر خلاف ادعاهای رسانه‌ای، شواهد نشان می‌دهد که اولویت اصلی آمریکا، نه تشدید تنش نظامی، بلکه عبور سریع و کنترل‌شده از مرحله اول بحران غزه به مرحله دوم است؛ مرحله‌ای که با کلیدواژه‌هایی چون «بازسازی»، «کمک‌های بشردوستانه» و «آتش‌بس پایدار» بسته‌بندی رسانه‌ای می‌شود.

اهداف واشنگتن از این رویکرد عبارت‌اند از:

تثبیت ظاهری آتش‌بس بدون پرداخت هزینه واقعی برای توقف ماشین جنایت رژیم صهیونیستی

نمایش یک دستاورد سیاسی بزرگ برای ترامپ در آستانه رقابت‌های داخلی آمریکا

هماهنگ‌سازی تاکتیکی با تل‌آویو برای مدیریت افکار عمومی جهانی

و در نهایت، تمرکز مجدد بر اعمال فشار همه‌جانبه علیه ایران و محور مقاومت پس از مهار نسبی پرونده غزه.

به بیان دقیق‌تر، آمریکا به‌دنبال «پایان جنگ» نیست؛ بلکه به‌دنبال تغییر فاز بحران به شکلی است که بتواند دوباره انرژی خود را بر پروژه مهار ایران متمرکز کند.

راهبرد مشترک واشنگتن ـ تل‌آویو؛ فشار به‌جای میدان

ناتوانی آمریکا و رژیم صهیونیستی در دستیابی به اهداف میدانی علیه ایران و محور مقاومت، آن‌ها را به سمت جبران شکست‌ها از طریق ابزارهای غیرنظامی اما پرهزینه‌تر سوق داده است.

در این چارچوب، اولویت مشترک دو طرف عبارت است از:

تضعیف موقعیت منطقه‌ای و بین‌المللی ایران از مسیر جنگ روایت‌ها

بهره‌گیری حداکثری از تحریم‌های بین‌المللی و فشار اقتصادی

سرمایه‌گذاری بر پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی، ناآرامی اجتماعی و عملیات شناختی علیه ایران و محور مقاومت.

این رویکرد، اعترافی غیرمستقیم به این واقعیت است که گزینه نظامی، نه عملیاتی است و نه قابل مدیریت؛ و دقیقاً به همین دلیل، تمرکز بر جنگ ترکیبی و فشار فرسایشی افزایش یافته است.

نتانیاهو؛ نخست‌وزیرِ پناه‌جو

در سطح نمادین و روانی، سفر نتانیاهو به آمریکا را می‌توان به‌درستی چنین تصویر کرد:«پناه بردن کودک سیلی‌خورده به پدرش»

نخست‌وزیری که :

در داخل رژیم صهیونیستی با بحران مشروعیت مواجه است

در غزه به هیچ‌یک از اهداف اعلامی خود نرسیده

در برابر محور مقاومت بازدارندگی‌اش فروریخته

و در سطح بین‌المللی، به نماد جنایت جنگی و کودک‌کشی تبدیل شده است.

اکنون ناچار است برای بقا، به واشنگتن پناه ببرد و از آمریکا طلب پوشش سیاسی، رسانه‌ای و امنیتی کند.

شکست روایت آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر مقاومت ملت ایران

در نقطه مقابل، آنچه امروز در اسناد، گزارش‌ها و اعترافات رسمی و غیررسمی طرف مقابل است، شکست پروژه فشار حداکثری و جنگ ترکیبی علیه ایران را آشکار می‌کند؛ به‌ویژه در مواجهه با مقاومت ۱۲ روزه ملت ایران که نشان داد:

تهدید، تحریم و عملیات روانی نتوانسته اراده ملی را در هم بشکند

جامعه ایران، برخلاف تصویرسازی رسانه‌های معاند، از فروپاشی فاصله دارد

- و ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور، توان تطبیق و عبور از فشارها را حفظ کرده‌اند.

زندگی جاری است؛ امید واقعی نه مصنوعی

در برابر تلاش دشمن برای القای بن‌بست و ناامیدی، واقعیت میدانی جامعه ایران چیز دیگری را نشان می‌دهد:

زندگی عادی مردم در جریان است.

فعالیت‌های اقتصادی، تعاملات اجتماعی، کنش‌های فرهنگی و سیاسی ادامه دارد و این خود، بزرگ‌ترین شکست برای پروژه جنگ شناختی دشمن است.

تزریق امید، نه با شعار، بلکه با نمایش واقعیت زندگی، تاب‌آوری اجتماعی و استمرار حرکت جامعه محقق می‌شود؛ و این همان نقطه‌ای است که رسانه‌های مسئول باید بر آن تمرکز کنند.

آخرین ویرایش در دوشنبه, 09 دی 1404 ساعت 23:48
Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.





عناوین روزنامه‌های امروز

یادداشت؛ مقاله

گزارش تصویری









بامی1

بامی2




  • دسترسی آسان به آرشیو روزنامه نسیم خراسان شمالی