- .
اعتراض؛ حق قانونی مردم / اغتشاش...
علی خادمی فعال رسانه در یادداشتی به موضوع اعتراض و حق قانئنی مردم در مسائل مختلف کشور پرداخت و مرز بین اعتراض و اغتشاش را از یکدیگر جدا کرد.
به گزارش نسیم امروز، متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:
در هر جامعه زنده و پویا، «اعتراض» نهتنها امری طبیعی، بلکه حقی قانونی و پذیرفتهشده است. مردم حق دارند نسبت به گرانی، فشار معیشتی، سوءمدیریتها و کاستیها اعتراض کنند و صدای خود را به گوش مسئولان برسانند. هیچکس منکر این حق نیست و اتفاقاً معتقدیم که نادیده گرفتن آن، به انباشت نارضایتیها منجر میشود.
اما آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تبیین و روشنگری است، مرز روشن و غیرقابل انکار میان اعتراض و اغتشاش است؛ مرزی که اگر نادیده گرفته شود، نه به نفع مردم است و نه به سود کشور.
اعتراض یعنی مطالبهگری آگاهانه؛ یعنی گفتنِ حرف، بیان درد و درخواست اصلاح. اعتراض یعنی ایستادن، نوشتن، فریاد زدنِ حرف حق، بدون تخریب، بدون خشونت و بدون به خطر انداختن امنیت مردم. در مقابل، اغتشاش یعنی آتش زدن، تخریب اموال عمومی، ایجاد رعب و وحشت و مختل کردن زندگی همان مردمی که خود معترضاند. اغتشاش، نه صدای مردم، بلکه خفهکننده صدای مردم است.
برای درک بهتر این تفاوت، کافی است به سادهترین مثال روزمره فکر کنیم؛ اگر فرزندی نسبت به رفتار خانوادهاش معترض باشد، آیا خانه را آتش میزند؟ آیا به خانواده اش تعدی و به جان پدر و مادرش میافتد؟ یا با گفتگو، اعتراض و مطالبه، بهدنبال اصلاح میرود؟ کشور نیز خانه بزرگ ماست؛ تخریب خانه، اهانت به آن و یا دست زدن به سایر رفتارهای ناهنجار، اعتراض نیست.
نکته مهمتر آنجاست که جوانان و نوجوانان عزیز باید لحظهای مکث کنند و از خود بپرسند: آنانی که امروز از پشت پرده ما را تحریک میکنند، خودشان کجا هستند؟
پاسخ روشن است؛ در امنیت کامل، در خانههای گرم و نرم، و در کیلومترها دورتر از این سرزمین. آنوقت هزینه هیجان، خشونت، بازداشت، زندان و حتی جانباختن ، را افرادی در این سرزمین میدهند که آگاهانه و یا ناآگاهانه ، در دام تحریککنندگان و دشمنان کشور می افتند.
واقعیت تلخ این است که دشمنان ایران، نه دلسوز مردماند و نه نگران معیشت آنان. همانهایی که پایههای فشار اقتصادی و تحریمهای ظالمانه را ریختند و هر روز به همپیمانان جنایتکارشان تاکید می کنند که برای آوردن فشار مضاعف به ایران و در اصل به مردم ایران تلاش کنند، آنها امروز منتظرند همین فشارها به ناامنی، آشوب و تضعیف کشور منجر شود.
هدف نهایی آنها روشن است، ایرانِ ضعیف، ناامن و در نهایت تجزیهشده. برای آنها هیچ اهمیتی ندارد که بر سر یک جوان ایرانی چه میآید.
در این میان، باید با صراحت گفت: اعتراض مدنی راه دارد. حتی ایستادن در یک نقطه با یک پلاکارد، نوشتن مطالبه، فریاد زدن خواستههای مورد انتظار و نقد مسئولان، حق مردم است. اما رفتارهای هنجارشکنانه، تخریب و خشونت، نهتنها کمکی به حل مشکلات نمیکند، بلکه دقیقاً همان چیزی است که دشمن برای از هم پاشیدن کشور برایش نقشه های زیادی طراحی کرده است.
جوان ایرانی باید بداند هیچکس دلسوزتر از خودش برای آینده این کشور نیست. نه آمریکا، نه رژیم صهیونیستی و نه رسانههای وابسته به آنها، خیرخواه این ملت نیستند. تاریخ بارها نشان داده که این قدرتهای پوشالی برای رسیدن به اهداف خود، از هیچ جنایتی چشمپوشی نمیکنند و قربانی اول، همیشه مردم همان کشور هدف بودهاند.
اعتراض آگاهانه، حق مسلم مردم است؛ اما رفتار هیجانی و ناامنکننده، در جایی نامش اغتشاش و در جایی، کمک و همراهی ناخواسته با دشمن. بنابراین شناخت این مرز، نشانه بلوغ اجتماعی و مسئولیتپذیری ملی است.
در پایان، خطاب به خانوادهها باید گفت: فرزندان شما سرمایههای این سرزمیناند. آگاهیبخشی، گفتگو و روشنگری درباره نقشههای دشمن و وعدههای دروغین رسانهای، امروز یک ضرورت است. ایران، خط قرمز همه ماست؛ حفظ آن با عقلانیت، هوشیاری و وحدت، وظیفهای همگانی است.
اعتراض برای اصلاح، آری؛
اغتشاش برای ویرانی، هرگز.
نظر دادن
از پر شدن تمامی موارد الزامی ستارهدار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.



































