چاپ کردن این صفحه .
شنبه, 20 تیر 1405 ساعت 07:39
  • .

یادداشت// اشک‌های بی‌پایان در مسیر خورشید

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

خادمی مدیرمسئول روزنامه نسیم خراسان شمالی در یادداشتی به بازتاب باشکوهترین روزهای تاریخ ایران و جهان اسلام پرداخت .

به گزارش نسیم امروز ، در این یادداشت آمده است:

در روزهایی که تاریخ ایران و جهان اسلام یکی از اندوه‌بارترین و در عین حال باشکوه‌ترین فصل‌های خود را ورق می‌زد، میلیون‌ها انسان از اقوام، مذاهب و ملیت‌های گوناگون در آیینی کم‌نظیر گرد هم آمدند تا با مردی وداع کنند که بیش از سه دهه پرچمدار استقلال، عزت و مقاومت ملت ایران بود.

خیابان‌های تهران، قم، مشهد و شهرهای مختلف عراق، صحنه حضور مردمی شد که نه با فراخوان‌های اداری و سیاسی، بلکه با انگیزه‌ای عمیق از جنس محبت، ایمان و دلدادگی به میدان آمده بودند.

این بدرقه عظیم تنها یک مراسم تشییع نبود؛ بلکه نمایشگاهی از پیوند عاطفی میان یک رهبر و امت او به شمار می‌رفت.

اشک‌های جاری بر گونه‌ها، زمزمه دعاها، پرچم‌های برافراشته و نگاه‌های غمگین میلیون‌ها انسان، تصویری ماندگار از روزهایی را رقم زد که در حافظه تاریخی ملت ایران و جهان اسلام برای همیشه ثبت خواهد شد.

تاریخ معاصر ایران در دهه‌های اخیر رویدادهای بزرگی را تجربه کرده است، اما مراسم تشییع و وداع با حضرت آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای «آقای شهید ایران» را می‌توان یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات انسانی و معنوی تاریخ کشور دانست.

این مراسم تنها یک آیین سوگواری نبود؛ بلکه تجلی عشق مردم به شخصیتی بود که دهه‌ها در حساس‌ترین مقاطع تاریخ ایران، سکان هدایت کشور را در دست داشت و نام او با استقلال، مقاومت و عزت ملی گره خورده بود.

از نخستین ساعات اعلام خبر، حال و هوای شهرهای ایران دگرگون شد. تهران به دریایی از انسان‌های سیاه‌پوش تبدیل شد. پیر و جوان، زن و مرد، کودک و سالمند، همه آمده بودند تا آخرین سلام خود را به رهبر خویش تقدیم کنند.

خیابان‌ها مملو از جمعیتی بود که گاه ساعت‌ها در گرما و ازدحام ایستادند تا تنها برای لحظه‌ای نگاهشان به تابوت رهبرشان بیفتد.

قم نیز به عنوان خاستگاه حوزه‌های علمیه و مرکز علمی تشیع، شاهد صحنه‌هایی کم‌نظیر از سوگ و دلدادگی بود. صدای مرثیه و نوحه در کوچه‌ها و خیابان‌های این شهر طنین‌انداز شد و روحانیون، طلاب و مردم عادی در کنار یکدیگر، فقدان شخصیتی را سوگواری کردند که سال‌ها پرچمدار اندیشه انقلاب اسلامی بود.

اما ابعاد این وداع تنها به مرزهای ایران محدود نماند. در عراق، شهرهای نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و دیگر مناطق شیعه‌نشین، مراسم‌های گسترده‌ای برگزار شد.

حرم‌های مطهر اهل‌بیت(ع) سیاه‌پوش شدند و هزاران زائر و مجاور در کنار مضجع نورانی امامان شیعه برای رهبر فقید انقلاب اسلامی به عزاداری پرداختند. بسیاری از مردم عراق، او را نه فقط رهبر ایران، بلکه نماد مقاومت در برابر سلطه و اشغالگری می‌دانستند و همین نگاه موجب شد مراسم‌های سوگواری در این کشور رنگ و بویی فراتر از یک مناسبت سیاسی پیدا کند.

در میان تمام این صحنه‌ها، مشهد مقدس نقطه اوج این روایت تاریخی بود. شهری که سال‌ها محل زندگی و فعالیت علمی و انقلابی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بود، در واپسین ایستگاه سفر زمینی او، به کانون اشک‌ها و دلدادگی‌ها تبدیل شد. میلیون‌ها زائر و مجاور از سراسر ایران و کشورهای مختلف خود را به بارگاه منور حضرت امام رضا(ع) رساندند تا در مراسم وداع و خاکسپاری شرکت کنند.

فضای اطراف حرم رضوی در آن روزها حال و هوایی وصف‌ناپذیر داشت. گویی تمام شهر در ماتمی بزرگ فرو رفته بود.

زائرانی که از نقاط مختلف آمده بودند، در کنار مردم مشهد ساعت‌ها به دعا، زیارت و سوگواری پرداختند. اشک‌ها بی‌اختیار جاری بود و زمزمه صلوات و قرآن در فضای شهر طنین می‌انداخت. بسیاری از حاضران این لحظات را با بدرقه شخصیت‌های بزرگ تاریخ اسلام مقایسه می‌کردند.

خاکسپاری در جوار بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) نیز حامل پیام‌های عمیق معنوی و تاریخی بود. مردی که عمر خود را در خدمت به اسلام، انقلاب و مردم سپری کرده بود، اکنون در کنار هشتمین امام شیعیان آرام می‌گرفت؛ جایی که میلیون‌ها عاشق اهل‌بیت(ع) هر ساله به زیارت آن مشرف می‌شوند. این همجواری معنوی، برای بسیاری از مردم معنایی فراتر از یک انتخاب جغرافیایی داشت و آن را نشانه‌ای از پیوند عمیق زندگی او با فرهنگ رضوی می‌دانستند.

بازتاب این رویداد در رسانه‌های جهان نیز چشمگیر بود. بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی، صرف‌نظر از رویکردهای سیاسی خود، گستردگی جمعیت حاضر در مراسم را مورد توجه قرار دادند.

شبکه‌های خبری جهان تصاویر خیابان‌های مملو از جمعیت در تهران، قم و مشهد را مخابره کردند و از آن به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مراسم‌های تشییع در دهه‌های اخیر یاد کردند.

تحلیلگران خارجی نیز بر این نکته تأکید داشتند که حجم حضور مردمی، بیانگر جایگاه ویژه رهبر انقلاب در میان بخش گسترده‌ای از جامعه ایران و جهان اسلام بوده است.

برخی رسانه‌ها این مراسم را با بدرقه شخصیت‌های بزرگ سیاسی و مذهبی جهان مقایسه کردند و آن را نمادی از نفوذ اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی دانستند. حتی در کشورهایی که روابط سیاسی نزدیکی با ایران ندارند، تصاویر و گزارش‌های این مراسم به طور گسترده بازنشر شد و توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد.

آنچه در این روزها بیش از هر چیز به چشم می‌آمد، پیوند عاطفی مردم با رهبری بود. این پیوند را نمی‌توان تنها با مفاهیم سیاسی توضیح داد. اشک مادری که فرزند خود را بر دوش گرفته بود، نگاه پیرمردی که عصازنان در مراسم حضور یافته بود، یا جوانانی که ساعت‌ها در مسیرهای طولانی حرکت می‌کردند، همگی از رابطه‌ای عمیق‌تر حکایت داشت؛ رابطه‌ای که در طول دهه‌ها و در فراز و فرودهای گوناگون شکل گرفته بود.

آنچه مسلم است ، مراسم تشییع و خاکسپاری آیت‌الله سید علی خامنه‌ای را می‌توان از سه منظر تحلیل کرد. نخست، از منظر اجتماعی؛ این مراسم نشان داد که در بزنگاه‌های تاریخی، جامعه ایران همچنان ظرفیت شکل‌دهی به بزرگ‌ترین اجتماعات مردمی را دارد و سرمایه اجتماعی نظام سیاسی کشور، برخلاف بسیاری از تحلیل‌های بیرونی، همچنان از قدرت بسیج‌کنندگی بالایی برخوردار است.

دوم، از منظر منطقه‌ای؛ حضور گسترده مردم عراق و برگزاری مراسم‌های متعدد در شهرهای مذهبی این کشور، بیانگر استمرار نفوذ معنوی و فرهنگی گفتمان انقلاب اسلامی در میان بخش مهمی از جوامع منطقه است. این موضوع نشان می‌دهد که تأثیر رهبری آیت‌الله خامنه‌ای محدود به مرزهای ایران نبوده و در سطح جهان اسلام نیز بازتاب داشته است.

و سوم، از منظر تاریخی؛ این وداع عظیم نه تنها پایان زندگی یک رهبر، بلکه آغاز فصل تازه‌ای در حافظه جمعی ملت ایران است. همان‌گونه که برخی شخصیت‌های بزرگ تاریخ پس از رحلت نیز به عنوان نمادهای هویتی ملت‌ها باقی ماندند، مراسم باشکوه بدرقه آیت‌الله خامنه‌ای نیز نشان داد که نام و یاد او در حافظه تاریخی ایران و جهان اسلام به عنوان یکی از اثرگذارترین رهبران دوران معاصر ماندگار خواهد شد؛ مردی که آخرین سفرش، به بزرگ‌ترین اجتماع عاشقانه و سوگوارانه روزگار ما تبدیل شد.

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn