جمعه, 18 آذر 1401 16:17

شنبه, 26 شهریور 1401 ساعت 14:02

نگاهی به وجه تسمیه اسپاخو

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

دکتر حسین ستایش

اسپاخو نام روستایی از توابع دهستان آلمه شهرستان مانه و سملقان است که با طول جغرافیایی 56 درجه و 37 دقیقه و عرض جغرافیایی 37 درجه و 40 دقیقه و ارتفاع 1572 متر از سطح دریا در 64 کیلومتری غرب شهر آشخانه و در 107 کیلومتری غرب بجنورد مرکز استان خراسان شمالی قرار دارد .

اسپاخو علاوه بر اینکه نام یک آبادی است نام آتشکده ای هم هست که بر بالای تپه ای در ضلع جنوبی آن واقع است. این بنا یکی از کهن‌ترین سازه‌های پابرجای باستانی در خراسان شمالی به شمار می آید که در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۵۶ با شماره ثبت ۳/۱۵۷۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

علیرغم اینکه بنای فوق در اذهان عمومی به آتشکده اسپاخو شهرت دارد ولی در کتاب بناهای تاریخی خراسان (ص 92) از آن به عنوان کلیسا یاد شده است و اهالی روستا نیز آن را با نام کلیسا می شناسند در حالیکه باستان شناسان به دلیل عدم آثار و شواهد کافی به یک وفاق نرسیده اند که آن را کلیسا معرفی کنند یا آتشکده . به همین دلیل یک مفهوم بینابین و مشترکی را انتخاب کرده اند به نام معبد یا نیایشگاه. لذا از آنها انتظار چندانی نمی رود که کمکی در شناخت گذشته این آبادی بکنند.

در رابطه با وجه تسمیه روستای اسپاخو و این بنای تاریخی برخی معتقدند: اسپ یا هسپ در زبان فارسی واژه کهنی است که ریشه در زبان پهلوی دارد که در طی زمان تبدیل به اسب گردیده‌است و اسپ با پسوند « اخو» به معنای پرورش اسب می‌باشد و احتمالاً این منطقه محل پرورش اسب بوده است.

در نقد این وجه تسمیه باید گفت اولاً شواهد تاریخی و جغرافیایی نشان نمی دهد که در این منطقه مرکزی برای پرورش اسب بوده باشد. ثانیاً پسوند « اخو » به معنای پرورش نیست که بتوان از این ترکیب مفهوم پرورش اسب به دست آورد.

برخی را نیز تصور بر این است چون دامنه کوه حسن بگ و قره مرچی زیستگاه حیات وحش بوده است و از گذشته تا کنون اسب های وحشی و آهوان فراوانی در آنجا زندگی می کرده اند ، این منطقه به « اسب و آهو» نامگذاری شده که بعدها به اسپاخو تبدیل گردیده است.

دلیلی که برای نامگذاری فوق اقامه شده است شاید توجیه زبانشناختی و زیست محیطی داشته باشد ولی در منابع تاریخی و جغرافیایی هیچ شاهدی برای این مدعا به چشم نمی خورد. وانگهی باید دلیلی برای تسمیه آن ارائه شود که با اثر تاریخی فوق الذکر که همنام این آبادی است بی ارتباط نباشد.

برخی دیگر معتقدند اصل این واژه اسپاکو است که به دلیل قریب المخرج بودن صامتهای / k/ و / x/ به صورت اسپاخو در آمده است . اسپاکو مصغر و مؤنث اسپا در زبان مادی قدیم بوده و به معنی با وفا و شجاع است. نام دایه کورش کبیر نیز اسپاکو بوده و سربازی را که دارای صفات شجاعت و وفاداری است اسپا و اسپاد و اسپاه می گفتند ( جغرافیای تاریخی بلخ ، ص 204) . ولی از این ریشه شناسی دلیلی قانع کننده برای نامگذاری این آبادی عاید نمی شود.

برخی نیز اسپاکو را صورت تعدیل یافته « آسیاب پای کوه » می دانند که این هم البته نمی تواند شرایط تاریخی و جغرافیایی این روستا را پوشش دهد.

اما کتاب فرهنگ جغرافیایی آبادی های شهرستان مانه و سملقان نام قدیم اسپاخو را «آسیاب خون» ضبط کرده است(ص 42) . آسیاب خون یعنی جویی از خون آدمیان که بتواند آسیابی را بچرخاند .این تعبیر موحش و چندش آور ریشه در یک روایت تاریخی دارد که شدت اعمال خشونت علیه زرتشتیان را در حمله اعراب به گرگان و طبرستان می رساند. در این زمینه در کتاب تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان (ص470) می خوانیم :

«یزیدبن مهلب مردی خونریز ، متعصب و دشمن ایران و ایرانیان و زرتشتیان بود. به گفته بلعمی سلیمان اموی به سال 98 هجری او را به تسخیر گرگان و طبرستان فرستاد. یزید پس از تصرف گرگان در پیکار با اسپهبد فرخان بزرگ در تنگنایی به گیر افتاد، نه راه پیشرفت داشت و نه برگشت. مردم گرگان به شورش برخاسته چهار هزار مرد او را که در گرگان گذاشته بود بکشتند.

« یزید به گرگان بازگشت و سوگند خورد اگر ظفر یابد شمشیر از ایشان باز ندارد تا به خونشان آسیاب بگرداند ... گرگانیان صلح خواستند بر آنکه به حکم یزید فرود آیند اما یزید بانگ فرو زد که همه اینان را بکشید و آب بر جویی انداختند تا با خون کشتگان به یک جای برفت و بر آسیاب و گندم آرد کردند و نان پختند و بخوردند تا از سوگند بیرون آمدند.»

چنانکه ملاحظه می کنید از یک سو جغرافیای تاریخی نشان می دهد که اسپاخو قبلاً آسیاب خون نام داشته و از سوی دیگر پدیده آسیاب خون در تاریخ فقط به دوره ساسانیان در منطقه گرگان قدیم ( گنبد کاوس فعلی ) منسوب است که طی آن در سال 98 ه.ق. سپاه اموی هزاران تن از گرگانیان زرتشتی را با آن وضع فجیع به قتل رساند .

البته چنین نبود که این قتلهای آسیاب خونی فقط در گرگان (جرجان) انجام شده باشد بلکه دنباله آن به مناطق اطراف و دامنه کوههای مرزی خراسان هم کشیده بود . در کتاب استراباد و گرگان در بستر تاریخ آمده است :

« برای بار دوم یزید گرگان را پس ازصلح با اسپهبد فتح کرد و زن و فرزند گرگانیها را اسیر و مردان جنگی را به قتل رساند و در مساحت 3 فرسنگ از دو طرف چپ و راست آنها را به دار آویخت و 12 هزار مرد دیگر را به خارج از گرگان برد و به رسم انتقام آنها را کشت» (ص 61).

در مورد نسبت اسپاخو با گرگان این نکته را باید در نظر داشت که در آن روزگار بر خلاف تقسیمات کشوری امروز، اسپاخو جزء خراسان نبود . چون به قول مقدسی « خراسان بزرگ در جنوب شرق هیرکانیه قرار داشت که طول آن از حدود دامغان است تا کرانه رود بلخ و عرض آن از حد زرنج تا گرگان است» ( آفرینش و تاریخ ج 1و2 ص 604).

با توجه به این حدود خودبخود دامنه کوه قورخود و مناطق اطراف در قلمرو گرگان قرار می گیرد که مرکز هیرکانیه در ایران باستان بود. به همین دلیل شهر کوچک کَش و شهرهای جاجرم و فراوه که مرزی بر کناره کویر است در دوران باستان از شهرهای جرجان قلمداد می شد . (نخبه الدهر فی عجائب البر و البحر، ص 382).

با این قراین تاریخی و جغرافیایی، هم می توان اسپاخو را مصداقی از تعبیر « خارج از گرگان» در نظر آورد که در منبع پیشین ذکر شد و آن کشتار مشهور را به آن منتسب کرد و هم آن واقعه تاریخی را به نام اسپاخو نسبت داد که بنا به منابع جغرافیایی آسیاب خون بوده است.

اگر قراین فوق را در نظر نگیریم در این صورت این روستا یا باید بر اساس یک واقعه عینی آسیاب خون نامیده شده باشد که مستند به تاریخ شفاهی است یا صرفاً بر اساس اعتقاد اهالی روستا در گذشته های دور نامگذاری شده است ؛ چون یکی از دلایل نامگذاری اماکن جغرافیایی اعتقادات آیینی ، دینی و اسطوره ای مردم منطقه است ( مبانی توپونیمی، ص75) . چنانکه جاینام هایی مانند قدمگاه، سمنگان و بیژن یورد بر این مبنا نامگذاری شده اند.

در مورد اسپاخو هم احتمالاً عقیده بر این بوده است این آبادی زمانی تبعیدگاه گرگانیانی بود که به آنجا انتقال داده شده و به قتل رسیده اند منطقه ای که تحت حکمرانی گرگان قدیم بوده و فاصله چندانی با آن نداشت . چنین اعتقادی را اکنون معمرین و کهنسالان روستا هم دارند که از گذشتگان سینه به سینه به آنها منتقل شده است.

شواهد و قراین تاریخی و جغرافیایی که در بالا ذکر گردید ناظر بر وجه تسمیه آسیاب خون است که بعدها به اسپاخو بدل گردیده است . چنین تبدیلی از نظر زبانشناسی یک فرایند طبیعی است .چون ترکیب « آسیاب خون » در زبان فارسی یک تعبیر طولانی است و برای اینکه این کلمه بتواند به عنوان یک اسم به راحتی در زبان مردم عامه جاری شود طبق اصل قانون کم کوشی و اقتصاد زبانی و رعایت فرایندهای آوایی پاره ای از آواها حذف گردیده و با اعمال تحریفاتی در قالب ساخت آوایی یک واژه فارسی به صورت اسپاخو درآمده است.

بازدید 98 بار آخرین ویرایش در شنبه, 26 شهریور 1401 ساعت 16:42
Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.





عناوین روزنامه‌های امروز

یادداشت؛ مقاله و گزارش

گزارش تصویری








بامی1

بامی2




  • این تابستون برنامه هات جایزه داره