جمعه, 12 آذر 1400 22:22

چهارشنبه, 19 آبان 1400 ساعت 18:33

بررسی ریشه شناختی واژه قرپوز

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 دکتر حسن ستایش

قرپوز یا قارپوز در زبان ترکی به معنای هندوانه ، میوه ای آبدار ، بسیار درشت و کروی یا بیضوی با پوست ضخیم و معمولاً سبز رنگ و گوشت سرخ است. این میوه ظاهراً منسوب به سرزمین هندوستان است و به همین دلیل در زبان فارسی به آن هندوانه گفته اند . واژه قرپوز در کردی خراسان نیز به همین معنا به کار می رود اما در زبانهای کردی سورانی و لری با الفاظ «شامی» و «شومی» و « شوتی» شناخته می شود که صورت تحریف شده واژه عربی «شمامه» (دستنبو) هستند . حال باید بررسی کرد که ریشه این واژه فی الواقع به کجا برمی گردد.

در نگاه اول به نظر می رسد واژه قرپوز از نظر لفظی بی ارتباط با خربزه که میوه شیرین و معطر و آبدار است نیست؛ گو اینکه این دو واژه مصداقاً با هم متفاوت هستند. طبق فرهنگ نظام خربزه در زبان سنسکریت ترمبوجم است که اصل آن مأخوذ از ریشه (trapusa ) به معنای خیار در همان زبان است که در زبان فارسی تحت تأثیر واژه معادل خود (خیار ) « َتر » به «خَر» تغییر شکل یافته است و نهایتاً در طول زمان ترپوسه به خربزه تبدیل شده است ( فرهنگ ریشه شناسی زبان فارسی ).

اما لفظ خربزه ریشه در زبان پهلوی ( فارسی میانه) نیز دارد . جزء اول خربزه یعنی » خَر» تحریف شده لفظ خیار است . درباره اشتقاق خیار گفته اند که این واژه صورت تغییر یافته لفظ «خایه دار» در فارسی است ؛ یعنی میوه ای که دارای تخمه یا دانه است . وجه تسمیه آن به دلیل وجود دانه های فراوان در این میوه است. به همین دلیل خربزه در یزد «خیار» نامیده می شود ( فرهنگ بهدینان). جزء دوم آن (بُز یا بوزه) به معنای « بو» یا «خوشبو» نیز ریشه در زبانهای پهلوی و اوستا دارد . این تکواژ در جزء دوم واژه های تَربُزه و کُمبُزه نیز دیده می شود.

در مورد واژه تَربُزه یا تَربُز در فرهنگ ریشه شناسی زبان فارسی آمده است : پیشوند تَر از ریشه فارسی میانه به معنای تر و تازه و آبدار است. اشتقاق جزء دوم کلمه (بوز) نیز مأخوذ از ریشه بوذک ( boðak ) به معنی « بو» است که همان دستنبو یا شمّامه می باشد . بنابراین تَربُزه مرکب از «تَر»یعنی تازه و آبدار و «بوزه» که نوعی میوه خوشبو است. از این منظر ، بی آنکه توجهی به تلفظ تربزه و خربزه داشته باشیم ارتباط معنایی این دو واژه در اینجا کاملاً آشکار می شود .

با این حال، « تَربوزه» ریشه در ( trapusa) زبان سنسکریت هندوان دارد ؛ به ویژه اینکه در هندوستان به هندوانه تربزه می گویند که با ورود هندوانه به ایران بعدها به این میوه تَربُز گفتند.

اما هندوانه که یک واژه ایرانی است از هندوپاناک (hindu panak) اشتقاق یافته و در فارسی به صورت هندوانه گرته برداری شده است. این واژه از نظر ساختواژی از لفظ «هند » و پسوند « انه » تشکیل شده است که با واج میانجی « و » تبدیل به هندوانه شده است . البته در کتب قدیمه هندوانه به صورت هندویانه نیز آمده است.

چنانکه ابتدائاً گفتیم ، اگرچه از نظر مصداقی ان دو میوه یکی نیستند اما قَرپوز از نظر آوایی صورت تحریف شده واژه خربز یا خربزه است ؛ منتها به دلیل قریب المخرج بودن همخوانهای خ / x/ و ق / q/ و همخوانهای ب / b/ و پ / p / فرایندهای آوایی انسدادی شدگی و واکرفتگی صورت گرفته و همخوان خ / x/ به ق / q/ و ب / b/ به پ / p / تبدیل شده و خَربُز به قَرپوز تغییر یافته است.

با این توضیحات ، معلوم می شود واژه قرپوز ریشه ترکی ندارد زیرا ترکی جزء خانواده زبانهای آلتایی است . در حالیکه این واژه و صورتهای مختلف آن پیشینه طولانی در زبانهای هندو ایرانی دارد .

ریشه دار بودن واژه قرپوز یا خربز در زبان سنسکریت نشان می دهد که این میوه اصالتاً هندی است . اما وجود معادلهای قوون و کال یا کالک ( به معنای خربزه در فارسی امروزی ) در زبانهای ترکی و کردی حکایت از این دارد که این میوه قبلاً در ایران هم کشت می شده و نامهای خاصی در میان زبانها و فرهنگهای مختلف ایرانی داشته است. چنانکه محمد معین در برهان قاطع می گوید هندوانه را «خربزه هندی» نیز می گویند. همچنین به گفته دهخدا به هندوانه « خربزه شامی» نیز اطلاق کرده اند . از این جملات بر می آید که ریشه خربزه در زبان فارسی مسلم و مفروغ عنه تلقی شده است . زیرا لفظ خربزه در زبان پهلوی (فارسی میانه) کاربرد داشته است و این مختصه «هندی» است که هندوانه را در زبان فارسی متمایز می سازد و نیز مختصه «شامی» است که آن میوه را در زبانهای کردی و لری جای می دهد.

البته گاهی هندوانه نه این است که ما می شناسیم ؛ چنانکه در کتاب مدارالافاضل ذیل مدخل هندوانه آمده است : « سماع است که تخم خرمای هندی را چون در زمین خراسان بکارند هندوانه بار آرد و درختش تنه ندارد و ظاهراً سوای این میوه معروف است به جهت آنکه آن را تربز نیز گویند و آن به این نهج نیست».

در حقیقت با ورود این میوه به ایران به دلیل خلاء واژگانی در زبانهای بومی مان، ضمن اینکه قرضگیری هایی صورت پذیرفت ، بی قاعدگی های مفرطی نیز در این زمینه پدید آمد و جابجایی هایی در نامگذاری آنها انجام گرفت . مثلاً فارسی زبانان ایرانی آن میوه درشت و تو سرخ با پوست سبز و ضخیم را «هندوانه» نامیدند . بر عکس عربها واژه خِربز (با کسر فاء) را برای آن انتخاب کردند . فارسی زبانان هند به خربزه خَرپوز گفتند و به هندوانه تَربُز ؛ و یزدیها خربزه را خیار نام نهادند . ترکی زبانان هم قرپوز یا قارپوز را به عنوان واژه قرضی برای هندوانه برگزیدند و در همه گویشهای این زبان ساری و جاری ساختند . کردهای خراسان نیز علیرغم اینکه در زبان کردی معادل هندوانه وجود داشت ( شامی مأخوذ از شمامه عربی ) به دلیل کثیرالاستعمال بودن این واژه در منطقه ، همان نام قرپوز را به کار بردند ؛ به طوری که اکنون این واژه به جای هندوانه در زبانهای کردی و ترکی و ترکمنی کاربرد عام دارد .

بازدید 85 بار آخرین ویرایش در چهارشنبه, 19 آبان 1400 ساعت 19:33
Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.





عناوین روزنامه‌های امروز

یادداشت؛ مقاله و گزارش

گزارش تصویری








بامی1

بامی2


  • این تابستون برنامه هات جایزه داره