شنبه, 25 مرداد 1399 00:02

دوشنبه, 16 تیر 1399 ساعت 10:16

واکاوی زبانشناختی واژه «قوشمه»

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

دکتر حسن ستایش

دکتر حسن ستایش در مقاله ای به واکاوی زبانشناختی واژه قوشمه پرداخت و گفت: این ساز در هر فرهنگی نام خاصی دارد.

به گزارش نسیم امروز، در این یادداشت آمده است:

ساز قوشمه با کمی تغییر یا اختلاف جزئی در بدنه آن، در میان اقوام دیگر ایرانی نیز به چشم می خورد که در مراسم شادی و عروسی مورد استفاده قرار می گیرد و در هر فرهنگی نام خاصی دارد.

قوشمه نام یک ساز یا آلت موسیقی از نوع بادی است که در شمال خراسان مورد استفاده قرار می گیرد. این ساز از اجزاء زیر تشکیل می گردد: 1- دو عدد نی: که به هم بسته شده اند و هر یک دارای 5 الی 7 سوراخ است 2- دو عدد پیکک (قمیش): روی هر کدام از نی ها یک عدد پیکک گذاشته شده است که دمیدن در آن به صورت نفس برگردان انجام می شود.

ساز قوشمه با کمی تغییر یا اختلاف جزئی در بدنه آن، در میان اقوام دیگر ایرانی نیز به چشم می خورد که در مراسم شادی و عروسی مورد استفاده قرار می گیرد و در هر فرهنگی نام خاصی دارد؛ مثلاً در کردستان و کرمانشاه دوزله، در گناباد دوسازه، در منطقه هرمزگان نی جفتی و ... می گویند.

در مورد وجه تسمیه قوشمه در کتاب موسیقی خراسان شمالی اثر هوشنگ جاوید آمده است: این ساز را از نی، چوب، قلم پای درنا یا شاهین و بهترین نوع آن را از استخوان بال «قوش» می سازند و به همین دلیل «قوش نی» نامگذاری شده که در مرور زمان در فراگشت واژه ای محاوره ای و عامیانه «قوشمه و «قُشمه» شده است (ص 128). به دنبال این ادعا، نویسنده هرجا از این ساز نام می برد از آن به عنوان قوش نی یاد می کند که گویی در میان اقوام این دیار مصطلح تر از قوشمه است.

اما در مورد ریشه شناسی واژه قوشمه لازم به گفتن نیست، وقتی ابتدائاً دو نی را به هم می بندند و آهنگی با آن می نوازند و نامی روی آن ساز می گذارند، اگر قرار است تغییرآوایی در نام صورت گیرد، در واقع آن نامی که نخستین بار در مورد جنس و شکل اولیه آن وضع شده است دستخوش تغییر قرار می گیرد نه اینکه این ساز مدتی بی نام بماند و بعد از طی فرایند تکاملی خود، یعنی پس از گذر از جنس چوب و نی و لوله فلزی به مرحله نهایی یعنی استخوان ساق قوش برسد و سپس نام «قوش نی» را روی آن بگذارند و بعدها به مرور زمان، این قوش نی تبدیل به قوشمه شود. چنین فرایند نامگذاری بسیار بعید به نظر می رسد.

وانگهی طبق یافته های زبانشناسی تغییرات آوایی در واژگان زبانها، در طول زمان، طبق اصول و قواعدی ثابت و حتی طبق دستور جهانی صورت می گیرد نه به صورت تصادفی و بی ضابطه. در این زمینه به عنوان کارشناس در این رشته باید عرض کنم که هیچ فرمول زبانشناختی وجود ندارد که بر اساس آن، «قوش نی» تبدیل به قوشمه شود. (بحث فنی و تخصصی پیرامون جزئیات قواعد تغییرات آوایی مجال جداگانه ای می طلبد). وانگهی آقای جاوید که مدام به جای قوشمه از قوش نی استفاده می کند باید بگوید: کدام فرد پیر و سالخورده آشنا با قوشمه، لفظ «قوش نی» را برای این ساز به کار برده یا حتی شنیده است؟

چنین نامی در زبانهای دیگر منطقه نیز برای این ساز کاربرد نداشته است. نوازندگان برجسته و اساتید قدیمی این ساز، مانند رضا قلی پور، قلی سجادی و محمد قاپاقی که هر سه از قوم تُرک بودند، علی طبری از قوم تات و علی آبچوری از قوم کُرد نیز هیچگاه از این لفظ برای ساز خود استفاده نکرده اند. بنابراین به کار بردن قوش نی به جای قوشمه ارائه وجه تسمیه من درآوردی و تحریف محض واقعیت های تاریخی و علمی است.

اما برخی از فعالان فرهنگی کرمانج معتقدند که قوشمه یک کلمه کُردی کرمانجی است و استدلال می کنند که این واژه ریشه در فرهنگ دیرین قوم کرمانج دارد و واژه هایی مانند «قوش» و «قوشه» در ترکیب های «وه قوش بون» به معنای جفت شدن، «قوشِه هو بون» به معنای همتای یکدیگر بودن، «قوشَه چنار» به معنای دو چنار، «قوش وه قوش» به معنای دوشادوش و ترکیبهای مشابه کاربرد فراوان در این زبان دارند و معتقدند اینها مواردی هستند که ریشه دار بودن واژه قوشمه را در زبان کردی کرمانجی تأیید می کنند.

ناگفته پیدا ست که در طول تاریخ هر زبانی پدیده وام گیری یک امر طبیعی بوده است. زبان کردی هم از این قاعده مستثنی نیست. این زبان بسیاری از مفاهیم را از زبانهای مجاور و منطقه ای مثل فارسی عربی و ترکی و.. و فرامنطقه ای مثل روسی و آلمانی، فرانسوی، انگلیسی و.. به قرض گرفته است. لذا چنین نیست که هر عنصر زبانی از گذشته به ما رسیده جزء نظام واژگانی و خزائن زبانی ما بوده است و یا هر واژه ای که اکنون در زبانمان کاربرد زیاد دارد جزء واژگان اصیل زبان ماست.

در کرمانجی « وقوش بون» به معنای دوشادوش هم بودن و مواردی که فوقاً ذکر شد، ترکیباتی هستند که با کلمات عاریتی «قوش« و «قوشه» زبان ترکی ساخته شده اند . واژه های عاریتی را می توان به مثابه واژه خودی در بافتهای مختلف استفاده کرد و حتی با آنها واژه های جدید ساخت . واژه های عاریتی یا قرضی می توانند با واژه های قرض گیرنده ترکیب شوند و با آنها اسامی و افعال مرکب و سایر مقولات دستوری  بسازند. حتی ‌ برخی از تکواژهای دستوری موجود در واژه‌های قرضی، پس از ورود به یک زبان خصوصیت  زایایی می یابند  و در واژه‌سازی‌های آن زبان به‌کار رفته و بخشی از نظام واژگانی زبان قرض‌گیرنده را به خود اختصاص می‌دهند ؛ ولی می دانیم که اینها واژه های قرضی هستند  و  به دلیل تبادل فرهنگها و مراودات میان اقوام به عنوان واژه دخیل وارد زبان  شده اند . لذا  برای حفظ میراث زبانی خود لازم است که واژه های قرضی زبان خود را باز شناسیم ؛ سره از ناسره تشخیص دهیم  و ناسره را به مثابه واژگان اصیل و ناب زبان خود برنگیریم.  بدیهی است برای این کار بهره گیری از معیارهای زبانشناسی اجتناب ناپذیر است.

وقتی می گوییم یک واژه متعلق به یک زبان است . در اصطلاح زبانشناسی آن واژه باید در نظام ساختواژی آن زبان جایی داشته باشد . باید چندین کلمه از آن اشتقاق یافته و در ساحت تصریف نیز نمونه هایی داشته باشد. حتی اگر واژه ای مهجور و منسوخ باشد باید سرنخ هایی از آن در زبان مورد بحث وجود داشته باشد تا بتوان گفت که آن واژه متعلق به زبان مورد نظر هست یا نه .

حال از دیدگاه زبانشناسی از کجا بدانیم که یک واژه ریشه در زبان مورد نظر دارد یا ندارد . پاسخ این است که آن را با نظام ساختواژی و تصریفی آن تطبیق دهیم . مخصوصاً ساختواژه اشتقاقی که پربسامد ترین و زایاترین فرایندهای واژه سازی است . فرایند اشتقاق با وند افزایی به پایه و ریشه کلمات، واژه سازی را میسر می کند. مثلاً لفظ« دوزله» به معنای دو نی در زبان کردی ( که معادل قوشمه است )  از ترکیب سه تکواژ ساخته شده است : صفت شمارشی (دو) + اسم (زل) + ه (پسوند ابزار).  ولی چنین فرایند ساختواژی علیرغم حضور چند واژه هم ریشه ، در مورد قوشمه - ادعا بر این است که این لفظ یک واژه کرمانجی است - صدق نمی کند . 

البته در زبان کردی واژه قوشمه  /qoʃmæ /   ( دقیقاً با همین تلفظ) به کار می رود؛ اما دارای معنای متفاوتی است. قوشمه در فرهنگ کردی گروس به معنای نحوست و بدیمنی آمده است که با « قشقه» هم معنی است و ترکیب « قوشه گار» هم به معنی شوم و نحس است . فرهنگ کردی ابراهیم پور نیز  قوشه را هم ریشه با قوشمه دانسته و به معنای نحس ، شوم ، نامبارک ، بدیمن و بد اختر تعریف کرده است. در همین راستا، فرهنگ کردی هژار برای واژه قوشه  سه معنی ذکر کرده است. 1- واحد پول خرد  2- خال سفید بر روی پیشانی دام 3- دام پیشانی سفید . این فرهنگ در مورد مدخل قوشمه نیز سه معنی آورده است : 1- کودک زرنگ  2- آدم بداخلاق    3- آدم لوده و مسخره باز 

به هر حال، واژه قوشمه در زبان کردی را به هر معنایی که فوقاً ذکر شد بگیریم اساساً طبق دستور زبان کردی قابل تجزیه اشتقاقی نیست یا لااقل راقم این سطور براساس منابع موجود زبانشناسی و دستور زبان کردی نتوانسته است ریشه آن را بیابد. به نظر می رسد  واژه بسیطی است که در قاموس زبان کردی قرار گرفته و معلوم نیست از کجا آمده است . اگرچه واژه هایی هم ریشه با آن مانند قوش(  گستاخ) ، قوشقی (خشمگین ) ، قوشه ( شوم و بدفرجام) ، قوشمه ری ( شوخی و لودگی) ، قوشه ری (آدم شوم) در برخی از گویش های کردی وجود دارد و به کار می رود.

بر این اساس ، اگر بنا به تصریح مدعیان کرمانج، واژه قوشمه به معنای ساز محلی در منطقه شمال خراسان نبوده است و اولین بار کردها در منطقه خراسان رواج داده اند ، ما اکنون باید به جای قوشمه، از دوزله استفاده می کردیم و نام قوشمه که اکنون در میان همه اقوام این دیار با سرور و شادمانی پیوند خورده است به معنای نحوست و بدیمنی به کار می رفت و یا به آدم لوده و مسخره و یا بداخلاق اطلاق می شد. در حالیکه این واژه به شرحی که ذیلاً خواهد آمدکاملاً  در نظام آوایی و ساختواژی و نحوی و معنایی زبان ترکی قابل تحلیل است.

 از نظر دیرینگی واژگانی ، دیوان لغات الترک محمود کاشغری که بیش از هزار سال از تألیف آن می گذرد (380-477 هجری قمری ) واژه قوش را جفت هرچیزی معنی کرده است.  میرزا مهدی خان استرابادی که منشی نادرشاه و از مورخان آن دوره بوده است  در فرهنگ ترکی- فارسی سنگلاخ ( سال 1172)  ضمن آوردن صورت لازم و متعدی این ریشه ( قوشولماق و قوشماق ) و اشاره  به معنای همراهی و آمیختگی ، واژه قوشه را مشتق از قوشماق دانسته و به معنای دو پیچ  ذکر کرده است که در پیشانی اسبان به هم رسد.

بازدید 107 بار آخرین ویرایش در دوشنبه, 16 تیر 1399 ساعت 10:27
Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.




عناوین روزنامه‌های امروز

یادداشت؛ مقاله و گزارش

گزارش تصویری








بامی1

بامی2



  • رعایت فاصله اجتماعی و استفاده از ماسک در اماکن عمومی الزامی است
  • رعایت فاصله اجتماعی و استفاده از ماسک در اماکن عمومی الزامی است
  • رعایت فاصله اجتماعی و استفاده از ماسک در اماکن عمومی الزامی است
  • رعایت فاصله اجتماعی و استفاده از ماسک در اماکن عمومی الزامی است